زرت و پ رت

 

 

... گوش بده عربده را، دست منه بر دهنم ...

بارون را دوست دارم، چون هنوز هیچکس را به یادم نمی آورد.

چه کسی خبر دارد از حالم وقتی امروز از آنجا تا اینجا را پیاده آمدم و باران آمده بود. و چه کسی می تواند خبر داشته باشد از ارگاسم بیست دقیقه ای تکرار شونده ام وقتی با سیگار از روبروی دفتر مرکزی جامعه اسلامی و غیره می گذشتم و بلند بلند آواز می خواندم و دوست داشتم کسی با لقت به تخت کمرم بکوبد تا با "بگو بگو" کتک بخورم.
قسم به ارگاسم های بیش از یک ساعتم، و تو چه می دانی ارگاسم بیش از یک ساعت چیست. و تو چه می دانی چه قدرتی می خواهد تحمل ارگاسم های بیش از یک ساعت.


#



0 Comments:

Post a Comment

<< Home