تو را که می بینم، بر حقارت خودم اشک می ریزم. که نمی توانم حتی مدیحه ای بگویم. که چنان اسیرم و در بند که حتی از برداشتن یک گام، حتی یک گام برداشتن در مسیری که تو تا انتها دویده ای عاجزم. عاجزم. تو را که می بینم...
زرت و پ رت
... گوش بده عربده را، دست منه بر دهنم ...
1 Comments:
ama in ke gofti madihe bud. madihe khazeane-ee ham bud.
Post a Comment
<< Home