سخن کوتاه می کنم.
زمانی برهانم بر دوست نداشتن دفع مدفوع از انتهای یار بود، چه چرخیده که همین دلیل دوست داشتنم شده است.
سخن کوتاه تر می کنم، نمی گویم.
زرت و پ رت
... گوش بده عربده را، دست منه بر دهنم ...
سخن کوتاه می کنم.
زمانی برهانم بر دوست نداشتن دفع مدفوع از انتهای یار بود، چه چرخیده که همین دلیل دوست داشتنم شده است.
سخن کوتاه تر می کنم، نمی گویم.
که تو از تو با تو به تو بر تو در تو پناه نمی برم، پناه نمی برم.
در تو کناره می گیرم.
در تو
کناره می گیرم.
سر به سکان می گذارم، پای افزار بیرون می کنم، بازوها رها می کنم به دو سوی و می آسایم.
می
آ
سا
یم.
گرچه موج و صخره های ساحل از دو سو تجاوز کنند.